Monday, January 2, 2012

جامعه وبلاگنویسان سبز خواهان تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران شد

همزمان با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران، وبلاگنویسان کشور خواهان تحریم فعال آن شدند.
متن بیانیه ی این وبلاگنویسان سیاسی-اجتماعی به شرح زیر می باشد:

دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کرده‌ی استبداد دینی به قفس برنمی‌گردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.

اینک اما در سردترین فصل حیات سیاسی معاصر ایران، دوباره سیرک انتخاباتی جدیدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعیت خود را از دست رفته می‌بیند به دنبال آن است که به این فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خیال خام خویش٬ گرمایی ببخشد تا برای اجرای نمایشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازیگر فراهم نماید. اما کیست که نداند حکومت ایران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمایش می گذارد، و کیست که نداند دستاورد این سیرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پیش پر شده ای باشند که آمارهای پیشاپیش تعیین شده‌ و دروغین ۶۳ درصدی و  یا شاید هم
 98.2 درصدی را به نمایش نهند؛ و محصول این صندوق ها قرار است نمایندگان گلچین شده ای باشند که به فرمان بیتِ استبداد، قیام و قعود کنند و بر فسادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نیست با این انتخابات اتفاق خاصی بیفتد جز اینکه چند روزی دستگاههای تبلیغاتی حکوت با توسل به آمارهایی دروغ مدعی حضور "حماسی" مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعیت نظام برگردانند. روشن است که در این شرایط جریان‌های اصیل سیاسی هرگز حاضر نمی شوند که بازیگر این نمایش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزینه گرم کردن تنور سرد این انتخابات نمایند.
انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالین و گروههای سیاسی تمام نمود و نشان داد که ظرفیت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسیده و دیگر ذیل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزینه سنگینی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشید و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان این سرزمین را ریختند و در مدت دو سالی که گذشت، هیچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنایت‌های پیشین خویش نکردند.
ازسوی دیگر، با وجود محدودیت‌هایی همچون نظارت استصوابی، یک‌دستی و هم‌دستی مجریان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سیاسی کشور و عدم امکان فعالیت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری و تحقق انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هیچ عنوان ممکن نیست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سیاسی حاکم در ساختار سیاسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحیف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رویه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنیتی و اقتصادی، عملا هیچ کاری از منتخبین مردم برنمی آید همانگونه که از دولت های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرایطی به مراتب بهتر برنیامد.  پیداست که مسئولیت شرایط پیش آمده و پیامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکمیتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نیروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای است اما امروز ناگزیر از تحریم انتخابات نمایشی حکومت شده اند.
لذا همانگونه که میر حسین موسوی درآخرین پیام و در آخرین فرصت از درون زندان محصورش نوشت امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست. و نیز، همانطور که در پیام اخیر مهدی کروبی و همچنین بیانیه ۳۹ زندانی سیاسی  نیز منعکس شده است، انتخابات فرمایشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرین تیر بر پیکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از این پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهیم بود که بر دستان اقتدارگرایان  سنگینی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در این شرایط، گروههای سیاسی یا کاندیداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات  زیر این تابوت را بگیرند چیزی جز بی آبرویی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که این افراد بخواهند از سرمایه و اعتبار جنبش سبز، برای رسیدن به مقاصد انتخاباتی خویش هزینه نمایند. ما شدیدا نسبت به این موضوع هشدار داده و از مجموعه های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ایران می خواهیم که با مرزبندی صریح و بیان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمایه های والای این جنبش شوند.
همچنین معتقدیم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفایت نکرده و می بایست تحریم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحریم از سطح بیانیه ها فراتر رفته و منجر به نمود عینی در سطح جامعه شود. بدیهی است که موثرترین استراتژی پیش روی نیروهای دموکراسی طلب، مشروعیت زدایی از نمایش انتخاباتی حاکمیتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعیت زدایی از حاکمیت و نمایش های انتخاباتی اش نیز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نیست. مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناریوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمایش انتخاباتی حاکمیت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در یافتن کنش هایی کم هزینه برای عینیت دادن به تجمعات مخالفان چنین انتصابات فرمایشی­ای داشته باشند. بروز بیرونی و عینیت دادن به چنین اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپیمایی خیابانی نیست و می توان ایده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هایی ویژه (مانند اماکن زیارتی و تفریحی) و یا راه های ابتکاری دیگری یافت تا مانع از آن شد که جمعیت وسیع تحریم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست یابی به کاراترین ایده‌ها، منوط به ایجاد فضایی است که در آن نیروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله بگیرند و به جای آن تحریم فعالانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی را در پیش گرفته و از فرصتی که احتمالا با گشایش نسبی فضای سیاسی جامعه در ایام منتهی به انتخابات بوجود می آید برای بروز کنش‌هایی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.

Saturday, September 10, 2011

حمایت جامعه وبلاگنویسان سبز از اعتراضات مردم آذربایجان: اکنون زمان به رخ کشیدن اتحاد و همدلی ملی فرا رسیده است.

دریاچه ارومیه به عنوان یک سرمایه ملی محسوب می گردد که زندگی بخش قابل توجهی از هموطنان به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم به آن وابسته است. متاسفانه بی تدبیری های انجام شده در قبال صیانت از این گوهر گرانبها زمینه های نابودی آن را رقم زده است.
در این مقطع حساس که مردم آذربایجان تاب فروبستن چشمان خود را در برابر بی توجهی مسئولان نالایق کشور نداشته و برای جلوگیری از نابودی دریاچه ارومیه به نیابت از مردم ایرانزمین به پاخاسته اند، لزوم پشتیبانی دیگر هم میهنانمان از این حرکت و در حمایت از مردم آذربایجان، بیش از پیش به چشم می خورد.
اکنون زمان به رخ کشیدن اتحاد و همدلی ملی فرا رسیده است. درحالی که نگهبانان غیور دریاچه ارومیه به پا خاسته اند، برماست که آنها را تنها نگذاریم و با همکاری و همیاری با یکدیگر در حفظ این سرمایه ملی بکوشیم. خشک شدن دریاچه ارومیه منجر به وقوع فاجعه های جبران ناپذیر زیست محیطی خواهد شد که اثرات آن گریبان همه ی مردم ایران را خواهد گرفت.
جامعه وبلاگنویسان سبز ضمن حمایت از ایستادگی پرشور مردم آذربایجان، دیگر مردم کشور را به مشارکت در برنامه های اعتراضی مربوطه دعوت کرده و پشتیبانی خود را از برنامه های اعتراضی آتی به منظور هماهنگ سازی برای سراسری نمودن این اعتراضات اعلام می دارد.
امید است با پیوستن اقشار مختلف مردم به این اعتراضات، شاهد یک حرکت بزرگ در راستای حفظ سرمایه ها و منافع ملی کشور عزیزمان باشیم و گامی اساسی در راستای همدلی و همراهی ملی برداریم.
جامعه وبلاگنویسان سبز- 20 شهریور 1390

Saturday, September 3, 2011

معترضین عقبنشینی نمی کنند/ ترس شدید نیروی سرکوب از انتشار فیلمهای اعتراضات مردمی

خبرهای رسیده از آذربایجان حاکی از ترس شدیدی ماموران امنیتی از انتشار فیلمهای مربوط به اعتراضات مردمی در دو شهر تبریز و ارومیه می باشد.
شاهدان عینی می گویند هر دوربین و موبایلی که اقدام به ضبط جریان اعتراضی مردم در خیابان ها نماید به سرعت توسط نیروهای سرکوب ضبط می گردد.
شنیده ها حاکی از تجمع هزاران معترض در شهرهای ارومیه و تبریز می باشد.
گفته می شود تعداد معترضین در تظاهرات امروز به میزان ملموسی از تظاهرات قبلی در 5 شهریور بیشتر می باشد
درگیری های پراکنده ی مردمی با نیروهای سرکوب نیز همچنان ادامه دارد و مردم در پاسخ به شلیک گلوله های پلاستیکی از سوی نیروهای ضد ملی سرکوب با پرتاب سنگ از خود دفاع می کنند
گزارشاتی از مغلوب شدن نیروهای سرکوب در برخی از نقاط درگیری خبر می دهد
آتش زدن موتور سیکلت های مربوط به نیروی سرکوب در خیابان های ارومیه نیز تایید شده است
معترضین عقبنشینی نمی کنند...

Monday, August 15, 2011

بخشی از وبلاگنویسان کشور: با وضع موجود تمایلی به شرکت در انتخابات نداریم

جامعه وبلاگنویسان سبز: پیروی فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید به منظور مشارکت عموم مردم در تصمیم گیری برای شرکت (مشروط ویا غیر مشروط) و یا عدم شرکت در انتخابات مجلس، ما جمعی از وبلاگنویسان سیاسی کشور با هم فکری و پس از مشورت و گفتگو با یکدیگر، نظر جمعی خود را به عنوان بخش کوچکی در جنبش سبز ایران تدوین نموده که لازم دانستیم تا آن را به اطلاع شورای هماهنگی راه سبز امید و مردم عزیز کشورمان برسانیم.
به قطع وظیفه ی تک تک اعضای جنبش آزادی خواهی مردم ایران است که با نزدیک شدن به انتخابات مجلس و با مرور روند طی شده در دو سال اخیر نسبت به تصمیم گیری در مورد شرکت و یا عدم شرکت در این انتخابات اقدام نمایند. ما که همواره در طول دو سال گذشته کم و بیش جریانات و اتفاقات سیاسی-اجتماعی کشور را رصد می کردیم، به سهم خود پس از انجام بحث هایی پیرامون انتخابات آتی مجلس و با در نظر گرفتن رفتار حکومت و حاکمان و برآیند حرکت سیاسی جامعه، به یک جمع بندی مقدماتی رسیدیم.
قابل انکار نیست که اقدامات دور از خرد حاکمان در قبال معترضین به انتخابات سال 88 کار را به جایی رسانده که جمعیت قابل توجهی از معترضین، اکنون به طور کلی مشروعیتی برای حکومت کنونی قایل نیستند. جمعیتی که روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.
ما تحقق شروط منعکس در بیانیه مقدماتی شورا، که در هماهنگی با شرایط پنجگانه ی بیانیه ی 17 میرحسین موسوی است را به عنوان حداقل خواست های خود می دانیم و از شورا تقاضا داریم مادامی که نسبت به اجرای تمامی این شروط از سوی حاکمان اقدامی جدی صورت نگرفته است، هرگونه اعتماد به حکومت را مردود بداند. به نظر ما آگاهی بخشی در مورد شرایط انتخابات آزاد و بویژه افشاگری در مورد عدم صلاحیت حاکمیت برای صیانت از آرای رای دهندگان می تواند با استفاده از فضای انتخاباتی در ماههای آتی مورد توجه قرار گیرد. لازم به ذکر است در جامعه وبلاگنویسان سبز، اکثریت قریب به اتفاق اعضا امیدی به تغییر روند موجود نداشته و با شرایط کنونی کشور، تمایلی به شرکت در انتخابات ندارند. به گونه ای که اکثریت آنها به طور واضح خواستار تحریم انتخابات هستند.
شورا توجه داشته باشد که اطلاع رسانی گسترده برای انجام هرگونه اقدام هماهنگ در مورد انتخابات آتی به زمان قابل توجه ای احتیاج خواهد داشت. لذا ما از شورای هماهنگی راه سبز امید خواستاریم تا با در نظر گرفتن این مهم و پس از دریافت نظرات دیگر اقشار مردمی، گروههای سیاسی و نهادهای مدنی در زمان مناسب جمع بندی نهایی را به انجام رساند و به موضعگیری اقدام نماید.
جامعه وبلاگنویسان سبز-24 مرداد 90

Saturday, August 13, 2011

شورای هماهنگی خود را برای اعلام عدم اصلاح پذیری حکومت کنونی آماده سازد.


بزرگترین اشتباه شورای هماهنگی راه سبز امید در خصوص حبس رهبران جنبش سبز این بود که پس از قطعی شدن حبس ایشان این شورا از ظرفیت های خود استفاده نکرد و اصلاح ناپذیری حکومت را برای یک قیام سراسری اعلام نکرد.
به قطع باتوجه به اوضاع و احوال جنبش سبز در آن زمان، در صورتی که موضع استوار تری از سوی شورای هماهنگی اعلام می شد، اکنون جنبش سبز به حالت انفعال کنونی فرو نمی رفت و چه بسا که اکنون جنبش سبز، در حال هماهنگی برای برگزاری تظاهرات های متوالی همزمان با تظاهرات های مردم سوریه و به منظور سرنگونی حاکمیت کنونی بود.
شورای هماهنگی راه سبز امید باید به این نکته توجه داشته باشد که با روندی که در حال طی کردن آن است –یعنی سعی در تحمیل اجرای قانون اساسی به حاکمان- نه تنها نمی تواند حاکمیت را به عقبنشینی وا دارد و آنها را به رعایت قانون اساسی مستلزم سازد، بلکه موجب سرخوردگی طیف برانداز موجود در جنبش سبز که بنا بر شواهد علنی اکثریت این جنبش را تشکیل می دهد خواهد شد.
لذا شورای هماهنگی خود را برای اعلام عدم اصلاح پذیری حکومت کنونی در زمان احتمالی انتشار خبر محکومیت رهبران جنبش سبز آماده کند تا عملا و علنا طیف برانداز جنبش سبز ایران همانند کشور های عربی با امید به رهبریتی منسجم و مردمی وارد صحنه شوند. در صورت عمل به این اصل، شورا خواهد توانست تا سکان اعتراضات را بدست گیرد و در غیر این صورت نیاز به بحث و اثبات نیست که مردم به دنبال آلترناتیوی دیگر خواند گشت و شورای هماهنگی راه سبز امید از درجه ی اعتبار به طور کلی ساقط خواهد شد.

Thursday, June 23, 2011

جامعه وبلاگنویسان سبز: ما نیز همچون دیگر مردم کشورمان صدای شما را شنیدیم و اکنون بر ماست که پیام مقاومت شما را منعکس کنیم.

در این روزها که حاکمیت بنای خود را بر ادامه سرکوب و نشنیدن صدای دلسوزان کشور گذاشته است، شاهد اعتصاب غذای 12 تن از زندانیان سیاسی در زندان اوین و پیوستن 6 تن دیگر از زندانیان سیاسی رجایی شهر به ایشان هستیم و شاهد آنیم که هرچه می گذرد، حاکمیت نه تنها در راستای پاکسازی پرونده ی گناه آلود خویش گام بر نمی دارد، بلکه سعی دارد تا رکوردی تازه از ننگ و سیاهی را در تاریخ پرفراز و نشیب چند هزار ساله ی کشورمان بر جای گذارد.
همه ی آنانی که زندان های مخوف حکومت جمهوری اسلامی را تجربه کرده اند، به خوبی می دانند که در زندانهای جمهوری اسلامی به خودی خود شرایط برای زندانیان سیاسی سخت و طاقت فرساست و حاکمیت از فراهم آوردن شرایط حداقلی و اولیه مورد نیاز نیز سر باز می زند. شرایط برای زندانیان سیاسی آنچنان است که حتی در صورت مراقبت کامل زندانی از جسم و جان خویش، امکان به خطر افتادن سلامت فرد زندانی بسیار محتمل است چه برسد به آنکه دست به اعتصاب غذا نیز بزند.
همانطور که در مرگ دردناک هدی صابر و هاله سحابی شاهد بودیم، این حکومت ثابت کرده که برای حفظ قدرت حاضر است تا تمامی اصول اخلاقی را زیر پا بگذارد و ابایی از پرپر کردن گلها و سرمایه های کشور ندارد. حکومتی که رهبر آن شعار جذب حداکثری و دفع حداقلی سر می داد، در عمل به حکومتی با کارکرد فساد حداکثری و درک حداقلی از شرایط کنونی کشور تبدیل شده است. گویا حکومت بنا را بر آن گذاشته تا با از بین بردن سرمایه های سازنده ی این کشور و به روی کار آوردن غلامان حلقه به گوش و مجیز گوی، درهای بسته شده برای اصلاح حاکمیت را قفل هایی فولادین زند و اصلاح ناپذیر بودن خود را بیش از پیش به اثبات برساند.
حاکمیت باید بداند که هیچگاه و در هیچ کشوری تداوم جو خفقان و سرکوب امکان پذیر نبوده است و حکومت جمهوری اسلامی نیز در این امر مستثنی نیست. حاکمان بدانند که مسئولیت جان و سلامت این 18 تن از زندانیان سیاسی، مستقیما بر عهده ی حاکمیت و شخص رهبر جمهوری اسلامی است و گوشزد می گردد که تسلیم نشدن در مقابل خواست های مردم و این زندانیان سیاسی، رفته رفته پتانسیل اعتراضات مردمی را افزایش خواهد داد و در صورت فراهم نبودن شرایطی سالم و آزاد برای بیان این اعتراضات به صورت مدنی، در هنگام شکست و یا بازشدن ناگهانی فضای خفقان و سرکوب، شاهد واکنشی غیر قابل کنترل از معترضین خواهیم بود که قدرت کنترل آن در توان هیچ حکومت استبدادی و هیچ نیروی بازدارنده ای نخواهد بود.
ما بخشی از وبلاگنویسان سیاسی کشور همگی خواستار پیگیری مطالبات زندانیان سیاسی و عقیدتی توسط فعالان جنبش آزادیخواهی کشور و از طریق همه مراجع ملی و بین الملی هستیم و از مردم کشورمان تقاضا داریم که با فعالیت هرچه بیشتر خود، هزینه ی ادامه ی روند موجود را برای حاکمان سنگین نمایند و اجازه ی از دست رفتن تدریجی سرمایه های کشور را به حاکمان ندهند.
در پایان خطاب به زندانیان سیاسی اعلام می داریم که ما نیز همچون دیگر مردم کشورمان صدای شما را شنیدیم و اکنون بر ماست که پیام مقاومت شما را منعکس کنیم. شما با ایستادگی خود نشان دادید ذره ای از مطالبات حقه مردم عقب نشینی نکرده و برافراشته نگاه داشتن پرچم مبارزات توسط آزادی خواهان در این سوی میله های زندان را خواستار شدید. همراهان دربند، بدانید که ما به سرمایه های گرانبهایی چون شما در ساختن ایران فردا سخت نیازمندیم. از شما دریادلان خواستاریم تا به اعتصاب غذای خود پایان داده و منتظر واکنش متقابل آزادیخواهان در حمایت از خواستهای مشروعتان در مناسبت های پیش رو باشید.
جامعه وبلاگنویسان سبز- 3 تیر 1390